یادگاری

یکشنبه شانزهم تیرماه هزار و سیصد وهشتاد وهفت


.
چیزی که تو دستت نیست …
دلتم نخواد !
.
.
.
قسمتی از دیالوگ فیلم تیغ زن
.

۲ نظرات لـ “یادگاری”

  1. ارکیده می‌گه:

    ای بابا!

    ادم وقتی میخواد با این ماشین عکس بگیره که این طوری ژست نمیگیره!!!

    تمام پرستیژ ماشین ریخت به هم دیگه!

    باید به ماشین تکیه میدادی دست به سینه وا میستادی یه عینکم میزدی ( آفتابی) بعد یه جوری نگا میکردی که اصلا” واسم مهم نیست دارین ازم عکس میگیرین …
    ( مثلا” بزرگتر از این حرفایی یا مثلا”اینکه ای بابا این عکاسا هم دست از سر ما برنمیدارن !!!!!)

  2. sohaila می‌گه:

    eeeeeeee rokeshsesh rafte kenar alan aftab mikhore heyfe mashine, rookeshesho bekesh roosh khash nandazn roosh , akhe ye edde ta ye mashine khoob mibinan ba kilid mikeshan rooosh

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |